بازار هدف کسب و کار شما…

بازار هدف یا Target Market چیست؟

چرا این قدر بازار هدف در بازاریابی مهم است.

اولین گام مهم در بازاریابی انتخاب بازار هدف هست. شما با تمرکز بر روی بازار هدفتان بیشتر می توانید از وقت، پول و توانی که می گذارید درآمد داشته باشید.

باید گفت که هدف قراردادن همه افراد جامعه با محصولات و خدمات ما بسیار ایده بدی است و اگر ما یک استراتژی بازاریابی انبوه برای همه افراد داشته باشیم این ایده و روش برای کسب و کار ما آسیب زننده است و هزینه آن بیشتر از سودش است.

ما باید تبلیغ از لیست وسیع از کسب و کار خودمون رو متوقف کنیم و روی یک گوشه از بازار تمرکز کنیم و به اصطلاح تبدیل به یک ماهی بزرگ در یک برکه کوچک شویم. وقتی روی یک بازار هدف مشخص تمرکز کنیم قیمت گذاری مسلما دست خودمان خواهد بود و با این کار راحتتر می توانید به ذهن مشتری نفوذ کرده و بفهمیم مشتری دقیقا خواسته اش چیست؟

همیشه وقتی از صاحبان کسب و کار می پرسم که بازار هدف شما (Target Market) چه افرادی را شامل می شوند و آنها جواب می دهند همه افراد. در واقعیت باید گفت که بازار هدف آنها هیچ کس را شامل نمی شود.

اکثر صاحبان کسب و کار مایلند که به بزرگترین بازار ممکن سرویس دهی و خدمات دهند. این کار شاید منطقی به نظر برسد اما یک اشتباه غیر قابل جبران و مبتدیانه در بازاریابی است. باید گفت که گاهی صرف نظر کردن از تعدادی مشتری بسیار مفید است.

مفهوم بازاریابی انبوه و گسترده در کسب و کار این است که باید شما کاری کنید که همه شما را بشناسند. مثل کمانداری که در مه گیر کرده و تلاش می کند با کمان خود به هر طرف تیراندازی کند تا دشمن را گیر اندازد. بازاریابی انبوه گاهی همین معنا را می دهد که تیرت را بنداز بالاخره یکی گیر می افتد.

این روش بازاریابی انبوه فقط برای کسب و کارهای بزرگ است که جواب می دهد چرا که بودجه بازاریابی زیادی دارند اما در کسب و کارهای کوچک که بودجه محدودی دارند این روش جواب نمی دهد و آنها باید بر روی بخش کوچکی از بازار هدف کار کنند.

فرض کنید شما مشکل قلبی دارید، ترجیح می دهید پیش یک متخصص قلب بروید یا یک پزشک عمومی. وقتی شما پیش یک متخصص قلب می روید شما می پذیرید که قیمت پزشک متخصص بیشتر از پزشک عمومی است و شما براساس قیمت انتخاب نمی کنید و این خوبیه یک متخصص است. باید گفت که مردم با رضایتمندی به یک متخصص پول می دهند و یک متخصص احترام بیشتری در عموم جامعه دارد.

بنابراین اگر کسب و کارتان خیلی وسیع نیست چه اصراری هست که روی کل جامعه و یا تعداد زیادی از افراد برنامه ریزی کنید. یا اگر خدمات شما وسیع است در بازاریابی خودتون روی بخش کوچکی از آن تمرکز کنید.

 وقتی کسب و کار شما کوچک است و شما توان کار گسترده ندارید، چه اصراری هست که مثل کماندار در مه عمل کنید. اگر حوزه کاری خودتان را گسترده کنید پیام بازاریابی شما آبکی به نظر می رسد.

برای مثال این تبلیغات یک عکاس است.

  • عکاسی خانوادگی
  • عکاسی هنری
  • عکاسی پرتره
  • عکاسی کسب و کار
  • عکاسی مد
  • عکاسی عروسی

تصور کنید کسی که به دنبال عکاس برای مراسم عروسی اش است چه جوابی به این آگهی بازاریابی می دهد. اگر چه لیست بالا شرح کلیه فعالیتهای آن مرکز است اما پیام بازاریابی آن برای مشتری بالقوه صفر است و توسط افراد نادیده گرفته می شود.

به همین دلیل لازم است بازار هدفی محدود برای کمپین های بازاریابی خود پیدا کنیم. همه چیز بودن در بازاریابی منجر به شکست می شود و شما نمی توانید در یک کمپین تمامی خدمات خود را تبلیغ کنید و باید بدانید که هر شاخه از محصولات یا خدمات شما خودش یک کمپین جدا می باشد.

وقتی شما روی یک گوشه از بازار تمرکز می کنید مثل یک ماهی بزرگ هستید در یک برکه کوچک و مثل این می مانید که در یک جغرافیا دارای یک سانتی متر وسعت هستید ولی دارای کیلومترها عمق. بنابراین کسب و کار خود را روی یک گوشه ی سودآور و متمرکز گسترش دهید و آن را تصاحب کنید.

تلاش شما برای هدف گرفتن همه افراد یعنی هدف گرفتن هیچ کس. با گسترده کردن بازار خودتون، تخصص خودتون رو از بین می برید و به کالایی تبدیل می شوید که مردم براساس قیمت در مورد خرید از شما تصمیم می گیرند. بنابراین با تبدیل بازار هدفتان به یک بخش محدود از جامعه نتایج خودتون را رشد دهید و به یک متخصص بالقوه تبدیل شوید.

شما وقتی بازار هدف خود را محدود می کنید، تصمیم می گیرید که چه افرادی را کنار بگذارید. کنار گذاشتن برخی از مشتریان بالقوه برای صاحبان کسب و کار بسیار مشکل و دردناک است. اهمیت این موضوع را دست کم نگیرید و تلاش کنید گوشه ای از بازار را تصاحب کنید و وقتی موفق به انجام این استراتژی شدید همان کار را برای گوشه ای دیگر از بازار انجام دهید.

1 نظر

پاسخ دهید